تبلیغات
پایگاه فرهنگی- مذهبی آرمان - همدستی ترکیه و عربستان برای انحراف در نهضت های منطقه

افسران جنگ نرم

همدستی ترکیه و عربستان برای انحراف در نهضت های منطقه

نویسنده :احسان ن
تاریخ:شنبه 12 آذر 1390-03:03 ق.ظ

همدستی ترکیه و عربستان برای انحراف در نهضت های منطقه
استاد سید محمد مهدی میرباقری در چهارمین شب از مراسم عزاداری دهه اول محرم الحرام، در مدرسه فیضیه قم، «سكولاریست های میانه رو» را اصلی ترین منکَر کنونی دنیای اسلام دانست و افزود: «سكولاریست های میانه رو» به سرعت دارند با مرتجع ترین جبهه های دنیای اسلام گره می خورند. مانند همدستی و همراهی تركیه با عربستان. كجای اندیشه سلفی گری و وهابیت با الگوی توسعه تركیه سازگار است؟ دست در دست هم داده اند، نهضت های منطقه را به سمت نظام سرمایه داری و لیبرال دموكراسی سوق دهند.بقیع خبر در ادامه مطلب
حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی میرباقری در چهارمین شب از مراسم عزاداری دهه اول محرم الحرام، در مدرسه فیضیه قم، «سكولاریست های میانه رو» را اصلی ترین منکَر کنونی دنیای اسلام دانست و افزود: «سكولاریست های میانه رو» به سرعت دارند با مرتجع ترین جبهه های دنیای اسلام گره می خورند. مانند همدستی و همراهی تركیه با عربستان. كجای اندیشه سلفی گری و وهابیت با الگوی توسعه تركیه سازگار است؟ دست در دست هم داده اند، نهضت های منطقه را به سمت نظام سرمایه داری و لیبرال دموكراسی سوق دهند.

به گزارش سرویس حوزه و مراجع پایگاه 598 به نقل از پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، ایشان در ادامه از تلاش جریان های نفاق در دنیای اسلام سخن گفت و افزود: مثلث «جریان یهود»، «مسیحیت صهیونی» و «مسلمان منفعل در مقابل غرب» كه یك بعد آن وهابیت است به عنوان مسلمانان یهود زده كه تاریخ شان هم با تاریخ یهود یكی است و منفعلین دنیای اسلام به عنوان ادامه تجدد در دنیای اسلام، اینها یك مجموعه و یك شبكه اند و یك هدف را هم به اشكال مختلف دنبال می كنند و نتیجه كارشان یك چیز بیشتر نیست آن هم محو اسلام ناب و حقیقی و اسلام اهل بیت (علیهم السلام) از سو، و از سوی دیگر ایجاد یك جریان نفاق در كل جهان و در دنیای اسلام.

ایشان در همین خصوص به بیان مطالبی پرداختند که در ادامه می آید:
mor00005
اقامه تاریخی «امر به معروف و نهی از منكَر» تاریخی، مأموریت ولی معصوم است كه شیوه آن هم به وسیله خود معصوم معین می گردد.

منكَر و معروف، مراتب و سطوحی دارد. هم چنان كه اقدام بر منكَر و معروف نیز دارای مراتب سه گانه «ارتكاب»، «اشاعه» و «اقامه» است. سطح «اقامه» هم گاه در مقیاس جامعه كوچك و گاه در مقیاس جامعه بزرگ جهانی قابل ترسیم است. اقامه در مقیاس جامعه ی بزرگ جهانی به این معناست كه یك جامعه با تمام ابعاد و لایه هایش از تفكر و اندیشه اجتماعی گرفته تا اعتقادات و باورهای اجتماعی تا گرایش ها و اخلاق اجتماعی تا نظامات و ساختارهای اجتماعی و سبك زندگی بر محور معروف و منكَر ساخته شود.

گاه مقیاس «اقامه»، مقیاس «تاریخ» است؛ یعنی یك فرهنگ در طول تاریخ به پا داشته می شود. همانگونه كه فرهنگ توحید و معنویت و بندگی خداوند متعال در طول تاریخ به وسیله انبیاء الهی به پا داشته شده است. در جبهه مقابل نیز فرهنگ دنیاپرستی و گسترش كامجوئی در دنیا و استكبار در مقابل خداوند متعال و انانیت نفس به وسیله امد نار اقامه شده و هر دو هم به یك جریان تاریخی تبدیل شده اند.

آنچه هم سید الشهداء (علیه السلام) به عنوان یك «ولی تاریخی» انجام می دهند، نهی از منكَر تاریخی و اقامه معروف تاریخی است. حضرت هم توحید و هم ولایت حقه و هم شریعت را در عرصه زندگی انسان ها احیاء می كنند. تمام تلاش حضرت این است كه كل دستگاه بنی امیه و ادامه آن را در تاریخ منزوی كند؛ تلاش می كنند با ارتقاء وجدان بشریت، بشریت را از حد زندگی كردن با مظاهر دنیاپرستی عبور دهند.

البته این امام است كه به عنوان «ولی تاریخ»، شیوه ی امر به معروف و نهی از منكَر را معین می كند. همانگونه که امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) نیز به شكل تاریخی معروف و حق را اقامه و منكَر و باطل را نفی كردند، منتهی با شكل و شیوه ای متفاوت. شكل درگیری این دو امام، درگیری فرهنگی و نرم برای غلبه ی فرهنگ اسلام و تبیین نهی از منكَر است. در حقیقت یك جریان سازماندهی شده برای تغییر همه چیز از اخلاق گرفته تا اعتقادات و حقوق.

شیوه و شكل اقدام حضرت سید الشهداء (علیه السلام) یك اقدام متفاوت و خاص است؛ یك جنگ تمام عیار سیاسی است كه در نقطه اوج خودش به یك جنگ تمام عیار مكارم اخلاق و رذایل اخلاقی تبدیل می شود. كفر در دوره ی حضرت یك كفر شرح صدر یافته است؛ كفری است كه لباس نفاق پوشیده و در قالب خلافت نبی اكرم(ص) ظهور پیدا كرده و از درون ارزش های جامعه اسلامی را تغییر می داد و ارزشهای مادی را جایگزین می كرد؛ در حقیقت رجعت به بت پرستی و احیاء یك بت پرستی مدرن بود.

حضرت در این جنگ به حدی مقاوم بودند كه پرچمداران «جریانِ كفرِ شرحِ صدر» یافته مجبور شدند پردة نفاق را کنار زنند. لذا دیگر كسی آنها را حتی مسلمان نمی داند.

پس امر به معروف و نهی از منكَر تاریخی، مأموریت ولی معصوم است كه شیوه آن هم به وسیله خود معصوم معین می گردد.

ـ «تجدد» منكَر بزرگ جهانی

در شرایط كنونی منكَر بزرگ جهانی كه با آن مواجه هستیم، «تجدد» است. شرط توفق در درگیری با این منكَر بزرگ جهانی، درگیری در قدم نخست با خود آن منكَر است نه با پیامدها و فروع آن.

«تجدد» منكَری است كه چهره حق به خود پوشانیده و لباس نفاق به بر كرده و سعی می كند خودش را طرفدار انسانیت و اصول انسانیت معرفی كند. ولی واقعیت این است یك منكَر عظیم جهانی است.

اصول و لایه های اصلی «تجدد»؛ منکر بزرگ جهانی

«تجدد»، ماهواره، هواپیما و ... نیست، اینها قشر و پوسته تجددند. ممكن است جامعه ای از همه ی اینها برخوردار باشد ولی نگرش او نگرش مدرن نباشد لذا چنین جامعه ای متجدد نیست. از اصول بنیادین تجدد، تغییر نگرش به انسان و جهان و غیب است.

محوری ترین اصل تجدد، جریان سكولاریزم یا زمینی كردن زندگی بشر و قطع رابطه او با اعتقادات معنوی و غیبی است كه گاهی از آن تعبیر می كنند به «افسون زدایی». چرا كه معتقدند دین و معنویت و غیب و ایمان افسانه اند و می بایست از ساحت حیات بشر زدوده شوند. در نقطة مقابل به فلسفه فیزیك و انفجار بزرگ معتقدند.

از دیگر اصول بنیادین تجدد، گذر از اندیشه و سنن سنتی (مذهبی) به اندیشه مدرن (سكولار) است؛ یعنی عبور دادن جامعه جهانی از همه شیوه ها و سنن مذهبی به اسم عبور از سنت به تجدد. این از همان مغالطات بزرگی است كه برای بسط منكَر بزرگ، ساخته و پرداخته كرده اند. البته بت پرستی، سنتی و مدرن دارد. بت پرستی سنتی مربوط به دوران گذشته است كه یك بت خانه ای درست می كردند و پای سنگ و چوب ها به گریه زاری می پرداختند. بت پرستی مدرن، ایجاد ساختارهای بزرگ جهانی و تكنولوژی مدرن است.

ما با توسعه و تكامل مخالف نیستیم. اما كمال را به توسعه تعریف كردن، همه اصول مذهبی را به سنت تعریف كردن و گذار از سنت به تجدد را یك اصل تعریف كردن، اینها از بزرگترین منكَرات زمان ما هستند.

از دیگر اصول منكَر كه روح تجدد را شكل می دهد این است كه هیچ قانونی فراسوی قوه ی عقلانی و كنش سیاسی اجتماعی انسان ها قرار نمی گیرد. همه قانون ها تابع رفتارهای سیاسی ما هستند که بر اساس این نگرش اصلاً توجه به قوانین الهی مفهوم ندارد.

مأموریت ما در برابر «تجدد»، منکر بزرگ جهانی

شناخت این منكَر بزرگ جهانی و كنار زدن پرده نفاق آن، بزرگترین نهی از منكَر امروزین ماست. ما باید به روشنی نشان بدهیم كه جریان تجدد، جریان رفاه مادی انسان نیست بلكه جریان تغییر نگرش به جهان و انسان و غیب و مناسبات این جهان و مناسبات انسان با عالم غیب است.

این منكَر، امروز فراگیر شده و می خواهد جهان را به یك دهكده و بتكده تبدیل نماید و جهانی بر محور اصول و ارزشهای مادی خود به پا سازند. منكَری كه اصول و ارزشهایش در همه ی شؤون زندگی بشر مساوی گشته است. امروزه هنر و معماری ما همان كاری را می كنند كه هدف و مطلوب تجدد است.

بنابراین جریان نفاق پیچیده ی امروز كه با ادیان الهی مبارزه ی نرم می كند و از اساس بنیان ادیان الهی را در معرض خطر قرار داده، منكَری است كه ما باید آن را بشناسیم، افشا كنیم و در برابر آن صف بندی و مقابله كنیم. از جنگ فرهنگی و نرم تا جنگ سخت. شناختن این منكَر بزرگ و شناساندن آن از بالاترین مراتب نهی از منکَر در دورة كنونی است. مأموریت ما این است كه نقطه های كور و لایه های ظلمانی آن را به جهان معرفی كنیم.

البته در درگیری با «تجدد» نخست باید یادآور شد كه جهت گیری این تمدن قطعاً باطل است. ممكن نیست جهت حركت جامعه جهانی به سمت آن افق هایی باشد كه ایدئولوژی آمریكایی ترسیم می كند. این جهت قطعاً باید تغییر كند. جاده یك طرفه ای كه آنها كشیده اند و می گویند همه جامعه جهانی باید از این اتوبان یك طرفه حرکت کنند، این باید تغییر كند و یك جهت موازی شكل بگیرد.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که «ساختارهای تجدد» هم قابل الگوبرداری نیست. البته عناصری كه در این ساختار به كار برده می شوند، در مواردی با برنامه ریزی ممكن است به كار برده شوند و در فرهنگ ما منحل گردند. این همان چیزی است كه رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی بر روی آن تأكید می كنند تحت عنوان «الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی»

از بزرگترین منكَرات امروزی، الگوی توسعه سرمایه داری است. هر جا که حضور پیدا كند لوازم خودش را می آورد. چون عقلانیت و دانش و تكنولوژی، سكولار است كه از بت ها و منكرهای اصلی امروزین هستند.

روشنفكران سكولار از اصلی ترین منكَرهای دنیای اسلام

یكی از منكَرهای امروز دنیای اسلام، سكولاریست های مسلمان هستند. برخی از ایشان با تمام وجود تلاش می كنند تا به نام دفاع از دین اثبات كنند كه دین مربوط به حوزه خصوصی انسان هاست.

بی جهت نبود كه یكی از اندیشمندان جریان اصلاحات در پایان دوره اصلاحات در ضمن یك ارزیابی اعلام كرده بود كه ما در ایجاد اصلاحات اجتماعی موفق نبوده ایم، چرا كه در سال گذشته بیش از سه میلیون نفر به زیارت امام زاده ها رفته اند! درست هم گفته بود! این چه اصلاحاتی است كه یک جمعیت انبوه در دهه محرم در مجالس عزاداری حضور پیدا می كنند. اصلاحات اجتماعی مورد نظر آنها به معنی تغییر همین نگرش ها برای ورود تجدد است. یكی از تلاش های دوره اصلاحات هم همین بود كه می خواستند اثبات كنند عاشورا حركتی به سمت توسعه دمكراسی است. یا برخی از آنها می گفتند عاشورا حركت در مقابل خشونت بود.

آنها دنبال این بودند كه این نگرش به عاشورا كه «عاشورا كانون جوشش حق در عالم و نقطه ظهور درگیری نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با دستگاه ابلیس است» را تغییر دهند.

 اگر كسی معتقد باشد كه بر محور عاشورا، عصر ظهور شكل می گیرد و همة انقلاب های تاریخی شیعه بر محور عاشورا باید شكل بگیرد، پیداست این نگرش با تجدد نمی سازد.

جریان سكولاریست های میانه رو از بزرگترین منكرهای كنونی

دومین منكَری كه امروزه در دنیای اسلام به آن مبتلا هستیم و اكنون در حال تبدیل شدن به یك معضل اجتماعی است و جزء فتنه هایی است كه ما باید از آن عبور كنیم، ادامه تجدد در دنیای اسلام است تحت عنوان سكولاریست های میانه رو. اینان با تمام وجود تلاش می كنند كه بگویند سبك زندگی غربی، سبك درستی است.

پس از رشد مجدد معنویت در جهان و شكست كمونیست ها و احیاء هویت اسلامی مسلمانان و رشد اندیشه های اسلامی درجهان و اثر گذاری اسلام در جهان، غرب مجبور شد یك گام عقب نشینی كند. اینها ابتدا می گفتند دین افیون ملت ها و مربوط به جهالت بشریت است. اما اکنون مجبور شده اند دین را به رسمیت بشناسند. می گویند آزادی مذهبی بدهید اما دین نباید در ساختارهای حكومت و در فرایندهای اجتماعی حضور پیدا كند، چرا كه دین مربوط به حیات خلوت و حوزه خصوصی انسان است. اگر انقلابی در منطقه به وجود می آید، باید به سمت دموكراسی باشد. قانون اساسی آن هم باید قانون دموكراتیك باشد.

«سكولاریست های میانه رو» بر خلاف «سكولاریست های تمامیت خواه» كه می گفتند هر چیز به عقلانیت مدرن بر می گردد، می گویند: مذهب هم حقی دارد امّا حق مذهب مربوط به حوزة خصوصی است نه جامعه. این به معنی وابستگی فرهنگی هم نیست بلكه اینها متحمل در فرهنگ تجدد اند. چون با همان نگرش به دین و تعالی انسان می نگرند. اینها به سرعت دارند با مرتجع ترین جبهه های دنیای اسلام گره می خورند. مانند همدستی و همراهی تركیه با عربستان. كجای اندیشه سلفی گری و وهابیت با الگوی توسعه تركیه سازگار است؟ دست در دست هم داده اند، نهضت های منطقه را به سمت نظام سرمایه داری و لیبرال دموكراسی سوق دهند.

بنابراین این جریان، بزرگترین منكر كنونی دنیا اسلام است. همین كسانی كه قیافه ی آزاداندیشی و روشنفكری می گیرند، سعی می کنند هر خطی كه انقلاب اسلامی می دهد را كور كنند و بر عكس هر خطی كه غرب می دهد را احیاء كنند. هر حرفی كه تركیه یا عربستان می زنند، ادامه جریان اصلاحات در ایران می زنند كه همان سخن پرچمداران غرب است.

در پایان یادآور این حقیقت می شویم كه مثلث «جریان یهود»، «مسیحیت صهیونی» و «مسلمان منفعل در مقابل غرب» كه یك بعد آن وهابیت است به عنوان مسلمانان یهود زده كه تاریخ شان هم با تاریخ یهود یكی است و منفعلین دنیای اسلام به عنوان ادامه تجدد در دنیای اسلام، اینها یك مجموعه و یك شبكه اند و یك هدف را هم به اشكال مختلف دنبال می كنند و نتیجه كارشان یك چیز بیشتر نیست آن هم محو اسلام ناب و حقیقی و اسلام اهل بیت (علیهم السلام) از یک سو، و از سوی دیگر ایجاد یك جریان نفاق در كل جهان و در دنیای اسلام.
منبع:http://www.roshangari.ir/







Admin Logo
themebox Logo